باران این حوالی

تارنمای شخصی حمید قربانی افراچالی
سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ب.ظ

یادداشت سینمایی

چرا باید «چ» را دوباره دید؟ و اینکه ما « چمران » را دوست داریم یا « حاتمی کیا » را...؟!!

مردی که هنوز ایستاده است...

....حمید قربانی....



شاید کم تر کارگردانی مثل ابراهیم حاتمی کیا در ایران داشته باشیم که بسیاری از مردم، از طیف های گوناگون و نسل های مختلف او را بشناسند، فیلم هایش را دوست داشته باشند و ابراهیم حاتمی کیا انتخاب سینما رفتنشان باشد. هر فیلمی که حاتمی کیا می سازد نشان می دهد که این کارگردان به معنای واقعی خاص، نه فقط در بین جوانان علاقه مند به فضای دفاع مقدس و شهدا بلکه در بین اقشار مختلف مردم محبوب است. حرف تازه ی ابراهیم حاتمی کیا «چ»، که در تبلیغات تلویزیونی اولیه «آخرین حرف ابراهیم حاتمی کیا در سینمای ایران» عنوان می شد و بعدا اصلاح گردید، مورد توجه قشرهای مختلفی قرار گرفت و هر قشری هم تحلیل خود را از این فیلم داشت. اما سوال اینجاست که دلیل واقعی محبوب بودن حاتمی کیا و فیلم هایش چیست؟ مگر نه این است که همگان او را به عنوان فیلم ساز دفاع مقدس می شناسند و مگر نه این است که همه ی ما در جامعه ی ایرانی جدید به خوبی حس می کنیم توجه به آرمان های شهدا و حرف بچه های جبهه و جنگ کمرنگ شده است؟ پس دلیل استقبال از او چه می تواند باشد؟

شاید جواب این سوال را بتوان در این جمله جستجو کرد که حاتمی کیا بچه ی جبهه  و جنگ هست اما فیلمساز جنگ به معنای عامی که در ذهن مردم وجود دارد، نیست. عقبه ی فکری حاتمی کیا تفکر انقلاب و مقاومت است ولی هنر این هنرمند این است که می تواند در فیلم هایش، حتی فیلم هایی که در فضای دفاع مقدس ساخته می شود، آن تفکر را به شکل به روزتری به نمایش در آورد و به شکل امروزی تری حرف بزند. به نوعی می توان گفت که ابراهیم حاتمی کیا «فرزند زمان خویش» است (البته گفتن این نکته ضروری است توقف بعضی فیلم هایش در دولت های مختلف نشان می دهد که فرزند زمان خویش بودن به معنای دولتی بودن او نیست) اما تفکر و عقبه ی انقلابی خود را حفظ کرده است. حرفش مبنی بر ماندن در این راه و گفتن از دردها و حرف های شهدا و بچه های جنگ در دیدارش با جمعی از فرزندان شهدا این نکته را تصدیق می کند.

بسیاری از افرادی که برای دیدن فیلم «چ» به سینما رفتند و یا دی وی دی هایش را تهیه کردند رفته بودند که فیلم «چمران» را ببینند اما در برگشت این حس بهشان دست داد که فیلم «حاتمی کیا» را دیده اند. و نکته ی اساسی در مورد این فیلم همین است و درواقع همین مساله است که این فیلم را در تاریخ سینمای ایران مهم می کند. حاتمی کیا با توجه به همان عقبه ی فکری ای که در بالا عنوان شد، دست روی آدم مهمی گذاشت که به نظر می رسید شخصیتش هنوز که هنوز است نمود امروزی دارد. چمران همچنان و همیشه مرد ایستاده و زنده ی تمام تاریخ ایران است و هنرمندی مثل حاتمی کیا خوب می داند که می تواند با این شخصیت حرف های مهم و تازه ای بزند. حرف هایی که در لابلای تحلیل های مختلف از شخصیت و تفکر شهدا (و متاسفانه باید گفت گاها تحلیل های حزبی و منفعتی) گم شده بود.و کم کم داشت خود چمران را هم از ذهن جوانان این مرز و بوم گم می کرد. چمرانی که واقعا آنقدر بزرگ هست که می تواند اسطوره ی تمام تاریخ بعد از این جوانان این مملکت باشد اما می بینیم که در عمل چیز دیگری دارد رقم می خورد.

واقعیت این است که فیلم «چ» برعکس ظاهر فیلم، یک فیلم زندگینامه ای از بخشی از زندگی یک اسطوره ی تاریخی نیست. باید این فیلم را دوباره و حتی بارها دید و روی تک تک سکانس ها و دیالوگ هایش تامل کرد. برای اینکه در دیدن دوباره ی این فیلم زاویه ی دید جدیدتری داشته باشیم، باید برای خود چند سوال را مطرح کرد. اینکه دلیل حاتمی کیا برای انتخاب این شخصیت به عنوان سوژه ی اصلی فیلمش چیست؟ چرا این برهه ی زمانی خاص را از زندگی سراسر ماجراجویی و ایستادگی این شهید بزرگوار انتخاب کرده است؟ چرا شخصیت مهدی سلطانی در فیلم در عین کوتاه بودن اینقدر مهم و تاثیرگذار است؟ چرا شخصیت اصغر وصالی در فیلم اینقدر پر رنگ دیده می شود و دلیل توجه این فیلمساز به این شخصیت های فرعی در کنار چمران چیست؟ و سوال های مختلف دیگر که در اینجا فرصت صحبت کردن در مورد تمامی این موارد نیست.

در پایان توجه شما را به چند سکانس مهم این فیلم که از نظر نگارنده نقطه ی عطف و در واقع شاکله ی اصلی این فیلم است جلب می کنم. سکانسی در اوایل فیلم که وقتی چمران به عنوان نماینده ی امام (ره) برای نجات مردم پاوه می آید، با کت و شلوار می اید و لباس رزم به تن نمی کند. و در بین راه بر اثر اتفاقی به همراهش می گوید ما برای نجات دادن آمده ایم نه برای کشتن. و همچنین سکانس بسیار زیبا و دیالوگ شاهکار این فیلم، جایی که اصغر وصالی به چمران می گوید من در تو چمران بازرگان را دیده ام نه چمران خمینی را...


نوشته شده توسط حمید قربانی افراچالی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

یادداشت سینمایی

سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ب.ظ

چرا باید «چ» را دوباره دید؟ و اینکه ما « چمران » را دوست داریم یا « حاتمی کیا » را...؟!!

مردی که هنوز ایستاده است...

....حمید قربانی....



شاید کم تر کارگردانی مثل ابراهیم حاتمی کیا در ایران داشته باشیم که بسیاری از مردم، از طیف های گوناگون و نسل های مختلف او را بشناسند، فیلم هایش را دوست داشته باشند و ابراهیم حاتمی کیا انتخاب سینما رفتنشان باشد. هر فیلمی که حاتمی کیا می سازد نشان می دهد که این کارگردان به معنای واقعی خاص، نه فقط در بین جوانان علاقه مند به فضای دفاع مقدس و شهدا بلکه در بین اقشار مختلف مردم محبوب است. حرف تازه ی ابراهیم حاتمی کیا «چ»، که در تبلیغات تلویزیونی اولیه «آخرین حرف ابراهیم حاتمی کیا در سینمای ایران» عنوان می شد و بعدا اصلاح گردید، مورد توجه قشرهای مختلفی قرار گرفت و هر قشری هم تحلیل خود را از این فیلم داشت. اما سوال اینجاست که دلیل واقعی محبوب بودن حاتمی کیا و فیلم هایش چیست؟ مگر نه این است که همگان او را به عنوان فیلم ساز دفاع مقدس می شناسند و مگر نه این است که همه ی ما در جامعه ی ایرانی جدید به خوبی حس می کنیم توجه به آرمان های شهدا و حرف بچه های جبهه و جنگ کمرنگ شده است؟ پس دلیل استقبال از او چه می تواند باشد؟

شاید جواب این سوال را بتوان در این جمله جستجو کرد که حاتمی کیا بچه ی جبهه  و جنگ هست اما فیلمساز جنگ به معنای عامی که در ذهن مردم وجود دارد، نیست. عقبه ی فکری حاتمی کیا تفکر انقلاب و مقاومت است ولی هنر این هنرمند این است که می تواند در فیلم هایش، حتی فیلم هایی که در فضای دفاع مقدس ساخته می شود، آن تفکر را به شکل به روزتری به نمایش در آورد و به شکل امروزی تری حرف بزند. به نوعی می توان گفت که ابراهیم حاتمی کیا «فرزند زمان خویش» است (البته گفتن این نکته ضروری است توقف بعضی فیلم هایش در دولت های مختلف نشان می دهد که فرزند زمان خویش بودن به معنای دولتی بودن او نیست) اما تفکر و عقبه ی انقلابی خود را حفظ کرده است. حرفش مبنی بر ماندن در این راه و گفتن از دردها و حرف های شهدا و بچه های جنگ در دیدارش با جمعی از فرزندان شهدا این نکته را تصدیق می کند.

بسیاری از افرادی که برای دیدن فیلم «چ» به سینما رفتند و یا دی وی دی هایش را تهیه کردند رفته بودند که فیلم «چمران» را ببینند اما در برگشت این حس بهشان دست داد که فیلم «حاتمی کیا» را دیده اند. و نکته ی اساسی در مورد این فیلم همین است و درواقع همین مساله است که این فیلم را در تاریخ سینمای ایران مهم می کند. حاتمی کیا با توجه به همان عقبه ی فکری ای که در بالا عنوان شد، دست روی آدم مهمی گذاشت که به نظر می رسید شخصیتش هنوز که هنوز است نمود امروزی دارد. چمران همچنان و همیشه مرد ایستاده و زنده ی تمام تاریخ ایران است و هنرمندی مثل حاتمی کیا خوب می داند که می تواند با این شخصیت حرف های مهم و تازه ای بزند. حرف هایی که در لابلای تحلیل های مختلف از شخصیت و تفکر شهدا (و متاسفانه باید گفت گاها تحلیل های حزبی و منفعتی) گم شده بود.و کم کم داشت خود چمران را هم از ذهن جوانان این مرز و بوم گم می کرد. چمرانی که واقعا آنقدر بزرگ هست که می تواند اسطوره ی تمام تاریخ بعد از این جوانان این مملکت باشد اما می بینیم که در عمل چیز دیگری دارد رقم می خورد.

واقعیت این است که فیلم «چ» برعکس ظاهر فیلم، یک فیلم زندگینامه ای از بخشی از زندگی یک اسطوره ی تاریخی نیست. باید این فیلم را دوباره و حتی بارها دید و روی تک تک سکانس ها و دیالوگ هایش تامل کرد. برای اینکه در دیدن دوباره ی این فیلم زاویه ی دید جدیدتری داشته باشیم، باید برای خود چند سوال را مطرح کرد. اینکه دلیل حاتمی کیا برای انتخاب این شخصیت به عنوان سوژه ی اصلی فیلمش چیست؟ چرا این برهه ی زمانی خاص را از زندگی سراسر ماجراجویی و ایستادگی این شهید بزرگوار انتخاب کرده است؟ چرا شخصیت مهدی سلطانی در فیلم در عین کوتاه بودن اینقدر مهم و تاثیرگذار است؟ چرا شخصیت اصغر وصالی در فیلم اینقدر پر رنگ دیده می شود و دلیل توجه این فیلمساز به این شخصیت های فرعی در کنار چمران چیست؟ و سوال های مختلف دیگر که در اینجا فرصت صحبت کردن در مورد تمامی این موارد نیست.

در پایان توجه شما را به چند سکانس مهم این فیلم که از نظر نگارنده نقطه ی عطف و در واقع شاکله ی اصلی این فیلم است جلب می کنم. سکانسی در اوایل فیلم که وقتی چمران به عنوان نماینده ی امام (ره) برای نجات مردم پاوه می آید، با کت و شلوار می اید و لباس رزم به تن نمی کند. و در بین راه بر اثر اتفاقی به همراهش می گوید ما برای نجات دادن آمده ایم نه برای کشتن. و همچنین سکانس بسیار زیبا و دیالوگ شاهکار این فیلم، جایی که اصغر وصالی به چمران می گوید من در تو چمران بازرگان را دیده ام نه چمران خمینی را...
  • ۱۲۵ نمايش
  • موافقين ۰ مخالفين ۰
    حمید قربانی افراچالی

    نظرات (۰)

    هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی